نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    شماره عضویت
    7
    عنوان کاربر
    مــدیــــر سـایت
    میانگین پست در روز
    7.38
    محل سکونت
    خونمون
    نوشته ها
    7,327
    تشکر
    5,954
    تشکر شده : 7,497 بار در 3,364 پست
    نوشته های وبلاگ
    1

    (^_^)متن ترانه های آلبوم من خوذ آن سیزدهم محسن چاوشی(^_^)

    غلط کردم
    وحشی
    گزیده اشعار
    غزلیات
    غزل ۲۵۵ و 373

    تکیه کردم بر وفای او غلط کردم ، غلط
    باختم جان در هوای او غلط کردم، غلط
    عمر کردم صرف او فعلی عبث کردم ، عبث
    ساختم جان را فدای او غلط کردم ، غلط
    دل به داغش مبتلا کردم خطا کردم ، خطا
    سوختم خود را برای او غلط کردم ، غلط
    اینکه دل بستم به مهر عارضش بد بود بد
    جان که دادم در هوای او غلط کردم ، غلط
    از برای خاطر اغیار خوارم می کنی
    من چه کردم کین چنین بی اعتبارم می کنی
    روزگاری آنچه با من کرد استغنای تو
    گر بگویم گریه ها بر روزگارم می کنی
    سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کرده ای
    تا کس نداند که چون بی اعتبارم کرده ای
    نا امیدم بیش از این مگذار خون من بریز
    چون به لطف خویشتن امیدوارم کرده ای







    کو به کو
    مولوی
    دیوان شمس
    غزل شمارهٔ 2154 و۱۸۲۷


    دوش چه خورده ای دلا راست بگو نهان مکن
    چون خمشان بی گنه روی بر آسمان مکن
    باده خاص خورده ای نقل خلاص خورده ای
    بوی شراب می زند خربزه در دهان مکن
    دوش شراب ریختی وز بر ما گریختی
    بار دگر گرفتمت بار دگر چنان مکن
    کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد
    ناله کنم بگویدم دم مزن و بیان مکن
    ای دل پاره پاره ام دیدن او است چاره ام
    او است پناه و پشت من تکیه بر این جهان مکن
    هین کژ و راست میروی باز چه خورده ای بگو
    مست و خراب می روی خانه به خانه کو به کو
    عمر تو رفت در سفر با بد و نیک و خیر و شر
    همچو زنان خیره سر حجره به حجره شو به شو
    با که حریف بوده ای بوسه ز که ربوده ای
    زلف که را گشوده ای حلقه به حلقه مو به مو
    کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد
    ناله کنم بگویدم دم مزن و بیان مکن
    ای دل پاره پاره ام دیدن او است چاره ام
    او است پناه و پشت من تکیه بر این جهان مکن






    رمیدیم
    وحشی
    گزیده اشعار
    ترکیب (گله ی یار دل آزار) و غزل 269

    از سر کوی تو با دیده تر خواهم رفت
    چهره آلوده به خوناب جگر خواهم رفت
    ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
    امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم
    دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
    از گوشه ی بامی که پریدیم ، پریدیم
    رم دادن صید خود از آغاز غلط بود
    حالا که رماندی و رمیدیم ، رمیدیم
    از سر کوی تو با دیده تر خواهم رفت
    چهره آلوده به خوناب جگر خواهم رفت






    نگار
    باباطاهر
    دو بیتی 14 و 199 و 356 و 360 با تلخیص

    نگار تازه خیز مان کجایی آی کجایی
    به چشمام سرمه ریز من کجایی
    نفس بر سینه ی عاشق رسیده آی رسیده
    دم مردن عزیز ما کجایی آی کجایی
    بمیرم تا تو چشم تر نبینی
    بمیرم تا تو چشم تر نبینی
    شرار آه پر آذر نبینی
    چنان از آتش عشقت بسوزم
    که از من رنگ خاکستر نبینی
    به والله که جانانم تویی تو
    بسلطان عرب آی جانم تویی تو
    نمیدونم که چونم یا که چندم
    همی دونم که درمانم تویی تو
    تو دوری از برم دل در برم نیست
    هوای دیگری اندر سرم نیست
    نگار تازه خیز مان کجایی آی کجایی
    به چشمام سرمه ریز من کجایی
    نفس بر سینه ی عاشق رسیده آی رسیده
    دم مردن عزیز ما کجایی آی کجایی








    ستمگر
    شهریار
    غزل شماره ی 77 - ناله ی ناکامی با تلخیص

    برو ای یار که ترک تو ستمگر کردم
    حیف از آن عمر که در پای تو من سرکردم
    عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران
    ساده*دل من که قسم های تو باور کردم
    به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
    زآن همه ناله که من پیش تو کافر کردم
    تو شدی همسر اغیار و من از یار و دیار
    گشتم آواره و ترک سر و همسر کردم
    غزل شماره ی 103 - تو بمان و دگران
    از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
    رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران
    ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
    تو بمان و دگران وای به حال دگران
    برو ای یار که ترک تو ستمگر کردم
    حیف از آن عمر که در پای تو من سرکردم
    عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران
    ساده دل من که قسم های تو باور کردم
    به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
    زآن همه ناله که من پیش تو کافر کردم
    در غمت داغ پدر دیدم و چون در یتیم
    اشک ریزان هوس دامن مادر کردم
    از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
    رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران
    ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
    تو بمان و دگران وای به حال دگران




    شیرمردا
    دیوان شمس
    غزل شماره 2004

    چون ملک ساخته خود را به پر و بال دروغ
    همه دیوند که ابلیس بود مهترشان
    همه قلبند و سیه چون بزنی بر سر سنگ
    هین چرا غره شدستی تو به سیم و زرشان
    شیر مردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان
    برکش آن تیغ چو پولاد و بزن بر سرشان
    شیر مردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان
    برکش آن تیغ چو پولاد و بزن بر سرشان






    من خود آن سیزدهم
    شهریار
    غزل شماره ی ۸۳ - گوهرفروش

    یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
    تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
    تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز
    من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
    پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت
    پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم
    عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر
    عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم
    سیزده را همه عالم به در امروز از شهر
    من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم
    تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
    گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم
    تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس
    خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم
    از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر
    شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم
    سیزده را همه عالم به در امروز از شهر
    من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم
    تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
    گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم







    قراضه چین
    مولوی
    دیوان شمس
    غزل شماره 2130

    ای عاشقان ای عاشقان آن کس که بیند روی او
    شوریده گردد عقل او آشفته گردد خوی او
    معشوق را جویان شود دکان او ویران شود
    بر رو و سر پویان شود چون آب اندر جوی او
    شاهان همه مسکین او خوبان قراضه چین او
    شیران زده دم بر زمین پیش سگان کوی او
    این عشق شد مهمان من زخمی بزد بر جان من
    صد رحمت و صد آفرین بر دست و بر بازوی او
    شاهان همه مسکین او خوبان قراضه چین او
    شیران زده دم بر زمین پیش سگان کوی او
    این عشق شد مهمان من زخمی بزد بر جان من
    صد رحمت و صد آفرین بر دست و بر بازوی او





    بهرام
    خیام
    رباعی شماره 7

    آن قصر که جمشید در او جام گرفت
    آهو بچه کرد و شیر آرام گرفت
    بهرام که گور میگرفتی همه عمر
    دیدی که چگونه بهرام گرفت
    رباعی شماره 137
    ای دیده اگر کور نئی گور ببین
    وین عالم پر فتنه و پر شور ببین
    شاهان و سران و سروران زیر گلند
    روهای چو مه در دهن مور ببین


    همیـــــشـ.ه خراشیــ ـستــ رویــ ِ صورتــــ ِ احســـــاســـ...




    برام هـیچ حسـی شبیـه ِ تو نیـست ..



  2. 2 کاربراز پست BaRaN عزیز را تشکر کرده اند.


  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    شماره عضویت
    7
    عنوان کاربر
    مــدیــــر سـایت
    میانگین پست در روز
    7.38
    محل سکونت
    خونمون
    نوشته ها
    7,327
    تشکر
    5,954
    تشکر شده : 7,497 بار در 3,364 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    منبع تاپیک هواداران محسن -با تشکر از زحمت بچز چاوشی


    همیـــــشـ.ه خراشیــ ـستــ رویــ ِ صورتــــ ِ احســـــاســـ...




    برام هـیچ حسـی شبیـه ِ تو نیـست ..



  4. 2 کاربراز پست BaRaN عزیز را تشکر کرده اند.


  5. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    شماره عضویت
    143
    عنوان کاربر
    کاربـــر ِ برتـــر
    میانگین پست در روز
    12.06
    محل سکونت
    ◘ یه جای دور ◘
    نوشته ها
    10,076
    تشکر
    11,797
    تشکر شده : 12,373 بار در 7,555 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    ایول سحر
    دستت درد نکنه

    چه قشنگه بعضی هاش
    yes

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •